ارتباط پوکه معدنی و سنگ پا

ابوبکر شبلی نیز در پاسخ به سرجوع کنید بهال صوفی کیست ، گفت : «صوفی آن بُوَد که اندر دو جهان هیچ چیز نبیند بجز خدای عزوجل » (همان ، ص ۴۴). حلاّ ج از جمله صوفیانی بود که به سرودن این نوع اشعار عاشقانه پرداخت (دیلمی ، ص ۴۴). بررسی­های اولیه این پراکندگی­ها، اهمیت اکتشاف سنگ­های قیمتی در این استان را نشان می­دهد. با گذشت زمان ، خواص مهره مار باعث شد که این سنگ به عنوان یک سنگ قیمتی طبقه بندی شود. پس این فکر را که به دلیل سرمایه مالی اندکتان نمیتوانید کاری را شروع کنید، از سرتان بیرون بیندازید.

از طریق سلسله ، برکت و معنویت شیخ و اعتقادات و تعالیم باطنی او و اذکار و اورادی که به کار می برد، سینه به سینه منتقل می شد. این بحث مبتنی بر تصوری بود که صوفیه از سیر کمال اخلاقی و معنوی خود، به منزلة سفری باطنی ، داشتند. یکی از این دو رگه قدیمی صخره نام دارد که به فاصله ۳ روز از مشهد به سمت شمال غرب، نزدیک شهر و منطقه بزرگی به نام نیشابور قرار گرفته است و دیگری که عموم مردم آن را نو صخره می خوانند، ۵ روز از آن فاصله دارد. در شهر ترمذ نیز حکیم ترمذی و ابوبکر ورّاق را حکیم می خواندند.

در نیشابور و مرو اهل سلوک را «ملامتیه » می خواندند. در ابتدا، در مجالس سماع قاریان با آواز خوش قرآن می خواندند و صوفیان سماع می کردند. و سپس از اواسط قرن پنجم ، صوفیه نیز این لفظ را در مورد دویره ها و رباطهای خود استعمال کردند.تأسیس دویره ها یا رباطها یا خانقاههای صوفیه باعث شد که اولاً صوفیان به لحاظ اجتماعی تشکل پیدا کنند، و ثانیاً برای رفتن به این محلها و سکونت در آنها و نگهداری از آنها، آداب و مقرراتی تعیین کنند و برای تأمین مخارج خانقاهها و پرداخت هزینة خادمان و کسانی که مدتی در آنجا اقامت می کردند، موقوفاتی معیّن نمایند.

همچنین این سنگ در بهبود گلودرد، تقویت مهارتهای کلامی مانند لکنت زبان، پر کاری تیروئید و افزایش تواناییهای روانی اثر گذار میباشد. به همین دلیل نیز در جهت پر کردن این فضاهای خالی از ملات سیمان استفاده می کنند که باعث محکم تر شدن هرچه تمام تر این سنگ می شود به گونه ای که از آن حتی در مناطق بارانی نیز بدون نگرانی استفاده می شود. اگزالات و کلسیم قبل از رسیدن به کلیه ها در دستگاه گوارش به یکدیگر متصل می شوند، بنابراین مصرف همزمان غذای پر اگزالات و غذاهای غنی از کلسیم می تواند خطر تشکیل سنگ های کلیه را کاهش دهد.

شناسنامه های صادر شده توسط گوهرشناسی ایران کلیه فاکتورها و پارامترهای اساسی که شما جهت خرید جواهر نیاز دارید را دارا می باشد . اگر سنگ صفراوی شما علائمی ایجاد نکند، شما به درمان نیاز نخواهید داشت. «سنگ های صفراوی بدون نیاز به جراحی و تنها با استفاده از دارو، به راحتی و به سرعت درمان می شوند .» این جمله قاطع را همین اول بحث می گویم تا خیال آن دسته از بیماران مضطربی که از پزشک خود شنیده اند که «سنگ کیسه صفرا درمانی به جز جراحی ندارد» را راحت کرده باشم.

گاهی تنها کافیست یک انگشتر زیبا بپوشید تا در مهمانی ها و دورهمی های خود به زیبایی بدرخشید. ابونعیم اصفهانی نیز، تحت تأثیر سلمی ، کتابی با عنوان حلیة الاولیاء تألیف کرد و صحابة بزرگ و زاهدان و عابدان و نسّاک و صوفیان را از صدر اسلام تا زمان خود معرفی نمود (ج ۱، ص ۳ـ۴؛ برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به پورجوادی ، ۱۳۷۶ ش ، ص ۳ـ۲۳). نخستین بار ابوحامد غزالی در بارة موضوعات مربوط به خانقاهها و موقوفات آن در بعضی آثار خویش بحث کرد ( رجوع کنید به غزالی ، مقدمة پورجوادی ، ص ۴ـ۱۰).از دیگر موضوعاتی که از نیمة قرن چهارم به بعد مورد توجه نویسندگان صوفی قرار گرفت ، تاریخ صوفیان گذشته بود.

بعضی از زاهدان و نُسّاک قرن دوم و صوفیان قرن سوم و اوایل قرن چهارم ، برای مشایخ و نویسندگان دوره های بعد همواره به منزلة بزرگترین شخصیتهای تصوف به شمار می آمدند و سیره و آداب و رفتار و سخنان ایشان بهترین یادگار و الگو برای مریدان و طالبان طریقت بود.از جمله مطالبی که نویسندگان دستینه ها از قول صوفیان پیشین نقل کرده اند، سخنان کوتاه و تعریف گونه ای است که برخی از ایشان در پاسخ به سرجوع کنید بهالاتی در بارة تصوف و صوفی اظهار کرده اند. در قرنهای بعد، بر تعداد مقامات و منازل افزوده شد؛ ذوالنّون مصری از نوزده مقام (ابونعیم ، ج ۱۰، ص ۲۴۲)، ابونصر سرّاج (ص ۶۵) از هفت مقام و ده حال ، خواجه عبداللّه انصاری ( رجوع کنید به انصاری ، ۱۳۶۱ ش ) از صد میدان یا منزل ، و روزبهان بقلی شیرازی از هزارویک مقام یاد کرده اند ( رجوع کنید به روزبهان بقلی ، ۱۹۷۳).رعایت آداب خاص برای هر کاری ، اعم از عبادتهای شرعی و اعمال عبادی خاص صوفیه و همچنین رفتار اجتماعی و معاشرت با مردم ، بخصوص با صوفیان و مشایخ ، یکی از اموری بود که مشایخ صوفیه سخت بر آن تأکید می ورزیدند.

به نوشتة ابونصر سرّاج (متوفی ۳۷۸)، «اهل شام صوفیان را فقرا می نامند» (ص ۴۶). سلسله ها کوشیده اند که برای خود شجره نَسَبی ترتیب دهند و سلسلة خود را با واسطة صوفیان پیشین به صحابه و سپس به پیامبر اکرم برسانند، ولی این نوع اِسنادها، که خود متأثر از شیوة محدّثان است ، بخصوص وقتی که به شخصیتهای قرنهای اول و دوم برمی گردد، اساس محکمی ندارد.بحث انگیزترین موضوع در تصوف ، سماع است . بابی از رسالة قشیریه (ص ۳۸۷ـ۴۴۱) و کشف المحجوب هجویری (ص ۷۸ـ۲۱۴) نیز به همین موضوع اختصاص دارد.جمع آوری سخنان مشایخ بزرگ و توجه احترام آمیز به این سخنان و متبرک دانستن آنچه از ایشان به جا مانده بود، مانند خانقاه و مسجد و مزار و حتی خرقه و تسبیح و سجاده ، بتدریج اهمیت یافت و معمولاً مریدان یا فرزندان و نوادگان مشایخ ، متولی خانقاه و آثار بازمانده از آنها بودند.برای برخی از مشایخ بزرگ زندگینامه نوشته شد.

خواندن زندگینامة شیخ و زیارت مزار او و بیتوته کردن در آن ، بخشی از آداب و عبادتهایی بود که مریدان و معتقدان به وی می بایست انجام می دادند. “بجایی رسیدیم که پنجهیر نام داشت هیر به معنی کوهاست و پنجهیر یعنی پنج کوه. بهرو برنا مدیر اکتشاف سازمان زمینشناسى و اکتشافات معدنى کشور، افزود: وجود ذراتى از سنگهاى قیمتى حاوى الماس چندى پیش در منطقه کوه سفید سراوان استان سیستان و بلوچستان به سازمان زمینشناسى و اکتشافات معدنى کشور گزارش شده است که پس از بررسىهاى لازم مشخص شد وجود الماس در این منطقه به علت دگرگونى بسیار بالا مىتواند محتمل باشد.

پس از این واقعه ، بغداد بتدریج مرکزیت خود را در تاریخ تصوف از دست داد. تعریف تصوف و معرِّفی صوفیان بزرگ ، بحث معرفت و توحید، بحث احوال و مقامات ، بیان آداب عبادتها و رفتار اجتماعی و امور شخصی از قبیل لباس پوشیدن و طعام خوردن ، بحث سماع و شعر و آلات موسیقی و شرکت در مجالس سماع ، و بالاخره تعریف اصطلاحاتی که در میان صوفیه رایج بود، از جمله مطالب اصلی دستینه ها بود.با وجود شباهتهای کلی دستینه ها، هریک از آنها خصوصیات مکتب صوفیانه و منطقه ای را داشتند که نویسنده بدان تعلق داشت ؛ قوت القلوب ابوطالب مکی بیان کنندة معارف صوفیانة بصره بود، اللّمع سرّاج در بیان تصوفی بود که نویسندة طوسی آن در بغداد آموخته بود، التعرف کلاباذی و شرح آن مبیّن تصوف رایج در بخارا و اطراف آن بود، و تهذیب الاسرار خرگوشی و رسالة قشیری و احیاءعلوم الدین غزالی منعکس کنندة سنّت صوفیانة نیشابور بودند.دستینه های صوفیانه که از نیمة دوم قرن چهارم نوشته شدند، حاکی از آن اند که اهل تصوف خود را پیروان مذهبی باطنی و عرفانی ، با اصول عقاید و آداب و عبادتها و جایگاه اجتماعی و عبادتگاه خاص ، می دانستند و در مورد مذهب خود برداشتی تاریخی پیدا کرده بودند و می توانستند این تاریخ را با معارف پیشینیان خود به نوآموزان انتقال دهند.

مشایخ بغداد شاگردان فراوانی از نقاط دیگر، بخصوص خراسان ، گِرد خود جمع کرده بودند که از آن پس بسیاری از این شاگردان پراکنده شدند و به شهرها و مناطق خود بازگشتند و همین امر موجب گسترش تصوف و تعالیم صوفیان بغداد، بخصوص جنید و شبلی ، در مناطق دیگر گردید.تحول دیگری که در قرن چهارم صورت گرفت این بود که صوفیان بیش از پیش به نوشتن رساله و کتاب رغبت نشان دادند.

احتمالاً مجالس سماع صوفیان تقلیدی از مجالس طرب در دربارها و به نوعی ، صورت دینی و مقدّس شدة این مجالس بوده ، چنانکه شیوة رفتار مریدان با شیخ نیز با ادب درباریان نسبت به شاه یا خلیفه بی ارتباط نبوده است (بعضی از نویسندگان صوفی ، از جمله ابومنصور اصفهانی ، صوفیان را ملوک حقیقی می دانستند). صوفیان بزرگ ، که تعالیم و سیره و سرگذشت آنان محرک و مشوق دلهای سالکان بوده است ، مرد بوده اند. مفهوم حُسن الاهی و تجلی آن در سراسر عالم ، ایجاب می کرد که صوفی ــ که خود را عاشق خداوند و موجودات را مظاهر حسن الاهی می دانست ــ جمال پرست باشد.

هجویری خود از کسانی بود که خواندن این قبیل اشعار را حلال نمی دانست (ص ۵۱۹)، ولی به رغم مخالفت او و سایر متشرعان ، صوفیان (بخصوص در خراسان ) از این اشعار استقبال می کردند.روی آوردن صوفیان به شعر با تحولی عمیق در دیدگاه ایشان همراه بود و آن برجسته شدن عشق به منزلة نسبت انسان و خداوند بود. همواره مورد علاقة صوفیان بوده و از قدیم ، هم در رساله ها و کتابهای مستقل وهم در دستینه های صوفیانه ، در بارة آن سخن گفته اند. شقیق بلخی (متوفی ۱۹۴)، در رساله ای به نام آداب العبادات ، از چهار منزل سخن گفته است ( رجوع کنید به ص ۱۰۸ـ۱۱۷) که عبارت اند از: زهد و خوف و شوق و محبت .

از دیگر رسومی که بعضی از علمای شرع و حتی برخی صوفیان به آن اعتراض می کردند، خواندن غزل یا ابیات عاشقانه ای بود که در آنها از مطرب و می و خرابات و شاهد و ساقی و زلف و خدّ و خال معشوق سخن گفته شده بود؛ اشعاری که مضامین آنها غیردینی بود و سرایندگان آنها نیز معمولاً شاعران درباری بودند. نخستین بار ابوعبدالرحمان سلمی نیشابوری تاریخ صوفیان را نوشت . صوفیانِ نخستین معمولاً از لفظ قرآنی محبت استفاده می کردند، ولی از نیمة دوم قرن سوم به بعد، لفظ عشق که در اصل در مورد دوستی میان دو انسان ، بخصوص زن و مرد، به کار می رفت ، بتدریج در خصوص نسبت انسان و خدا نیز به کار رفت .

از نیمة دوم قرن چهارم به بعد، به سبب نزدیک شدن رابطة اهل سلوک با یکدیگر و نفوذ صوفیان بغداد در سایر نقاط ، عنوان تصوف معنای عامتری پیدا کرد و در کتابهای نویسندگانی چون ابونصر سرّاج و ابوبکر کلاباذی و عبدالرحمان سُلَمی (متوفی ۴۱۲)، به مکاتب گوناگون اهل سلوک در شهرهای مختلف اطلاق شد.از اواسط قرن سوم ، ارتباط اهل سلوک با یکدیگر بیشتر شد و رفت وآمد سالکان و مشایخ به شهرها، بخصوص به بغداد، موجب شد که تعالیم مشایخ این شهر، و در رأس ایشان جنید و سپس شبلی ، به شهرهای دیگر نفوذ کند.

دیدگاهتان را بنویسید